مخالف ایجاد مجوزهای جدید در حوزه کسب‌وکارهای اینترنتی هستیم.

تعدد متولیان و ایجاد مجوزهای جدید برای کسب‌وکارهای اینترنتی، مانع توسعه تجارت الکترونیکی و فعالیت کسب‌وکارهای نوین در کشور خواهد شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران، جعفر محمدی قائم‌مقام کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان با اعلام این موضوع گفت: تجارب جهانی در حوزه کسب‌وکارهای نوین اینترنتی نشان داده است که ارائه مجوزهای جدید برای این گونه فعالیت‌ها، مساوی ایجاد محدودیت و از بین بردن خلاقیت و نوآوری است. خوشبختانه سیاست‌های کلی نظام نیز در راستای حمایت از کسب‌و‌کارهای جدید، مجوززدایی و رفع موانع تولید و رقابت است؛ ‌هر چند که این موضوع در اجرا نیازمند توجه ویژه‌تری است.

محمدی با تاکید بر اینکه رویکرد ارائه مجوز پاسخگوی سرعت رشد کسب‌وکارهای این حوزه نیست، ادامه داد: پویایی کسب‌وکارهای نوین در فضای مجازی و سرعت آنها در ایجاد مدل‌های نوآور و جدید کسب‌وکار، در کنار لزوم پرداختن به جزئیات فراوان در مجوزها، باعث ناکارآمدی سیاست‌های مجوز محور شده است. ضمن اینکه تدوین مجوزهای جدید در این حوزه فرایندی طولانی بوده و معتقدیم که با شتاب تغییرات کسب‌وکارهای نوین کاملا در تضاد است و باعث عقب بودن همیشگی قانون‌گذار از بازار خواهد بود.

قائم مقام کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران با بیان اینکه فاصله گرفتن از مجوززایی اصلا به این معنا نیست که بگوییم فضای مجازی احتیاج به تنظیم‌گری یا نظارت ندارد، افزود: ما باید به سمت کاهش و حذف مجوزهای زائد و جایگزینی مجوزها با تنظیم‌گری بازار حرکت کنیم. البته باید مراقب باشیم که در جریان تعیین چارچوب‌ها و تنظیم‌گری، در دام ورود به مدل‌های کسب‌وکاری یا تعیین جزئیاتی که مانع ایجاد نوآوری در کسب‌وکارها می‌شوند نیافتیم.

او در ادامه افزود: افزایش تعداد مجوزها منشا فساد خواهد شد و تشکیل نهادهای جدید به بهانه ساماندهی کسب‌و‌کارهای اینترنتی نیز تنها منجر به بسته‌تر شدن فضای کسب‌و‌کار شده و احتمال رانت‌خواری و فساد اداری را افزایش خواهد داد. حتی به جرات می‌توان ادعا کرد که ورود به جزئیات و ذکر مصادیق مدل‌های کسب‌وکاری، چه در مجوزها و چه در چارچوب‌های تنظیم‌گر، فسادآور است.

قائم‌مقام کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای تهران درخصوص چارچوب‌گذاری کلی برای کسب‌وکارهای اینترنتی گفت: اکثر فعالان حوزه قائل به تنظیم‌گری هستند و خوشبختانه این دیدگاه در بین متولیان فعالیت‌های این کسب‌وکارها نیز در حال گسترش است. جدیدترین نمونه این موضوع،‌ فعالیت‌های بانک مرکزی در خصوص چارچوب‌گذاری فعالیت‌های فین‌تک است که با مشارکت کسب‌وکارهای بخش خصوصی در جریان است.

محمدی با اشاره به الزامات و شرایط چارچوب‌گذاری کلی برای کسب و کارهای اینترنتی گفت: در جهت حذف مجوزهای زائد و تنظیم‌گری فعالیت‌های کسب‌وکارهای اینترنتی نیاز است که این چارچوب‌های کلی با مشارکت فعال بخش خصوصی در کنار متولیان دولتی مربوطه تدوین شود.

محمدی با تاکید بر اینکه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای خانه واحدی برای حفاظت از منافع تمام کسب‌وکارهای اینترنتی در این مسیر است، گفت: سازمان به عنوان بزرگ‌ترین تشکل غیردولتی و غیرانتفاعی حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، با جایگاه محکم قانونی از مجلس شورای اسلامی و هیات وزیران، فراگیری و جایگاه تعامل لازم را برای حل مشکلات و پیگیری مطالبات تمام فعالان فضای مجازی داراست. لذا، هم‌راستا با الزامات حقوقی و قانونی داخلی و توافقات بین‌المللی، به عنوان پنجره واحد واسط میان کسب‌وکارهای اینترنتی و ارگان‌های متولی عمل کرده و تنظیم‌کننده روابط آنها خواهد بود؛ همانگونه که تا کنون در حل مشکلات متعدد پیش پای فعالان این حوزه همچون رفع به رسمیت نشناختن جایگاه استارتاپ‌ها با برگزاری رویدادهایی نظیر الکام استارز، رفع مشکلات پذیرش شرکت‌های حوزه تجارت‌ الکترونیکی به عنوان دانش‌بنیان، معافیت بیمه‌ای قراردادهای خدماتی حوزه، امکان استقرار کسب‌وکارهای حوزه در واحدهای غیر اداری و … موفق بوده است.

مخالف ایجاد مجوزهای جدید در حوزه کسب‌وکارهای اینترنتی هستیم.

تاکسی‌یابی آنلاین؛ آره یا نه؟

نظرات من به عنوان نایب رئیس کمیسیون تجارت الکترونیکی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای در خصوص خدمات تاکسی‌یابی آنلاین در مطلبی تحت عنوان «تکذیب طرح شکایت از تاکسی‌یاب‌های آنلاین»، در صفحه فناوری روزنامه ایران رو می‌تونین اینجا ببینین:

«جعفر محمدی نایب رئیس کمیسیون تجارت الکترونیک سازمان نصر نیز درباره موضوع پیش آمده برای تاکسی یاب‌های آنلاین به «ایران» گفت: با به وجود آمدن کسب و کارهای نو، کسب و کارهای سنتی رودر روی آنها قرار گرفته‌اند. متأسفانه در کسب و کارهای سنتی مشتری مداری وجود ندارد و چون مردم تشنه دریافت خدمات خوب هستند و رضایت مشتری در اولویت قرار دارد بنابراین به سمت کسب و کارهای نو مانند تاکسی یاب‌های آنلاین سوق پیدا کرده‌اند.

کارشناس تجارت الکترونیکی افزود: به‌عنوان نمونه بیایید خدمات تاکسی یاب‌های آنلاین را با خدمات آژانس‌ها مقایسه کنیم. چقدر آژانس‌ها به مشتری بها داده‌اند. آیا مسیر ترافیکی را به مسافر گزارش می‌کنند؟ آیا مسئول آژانس با مسافر تماس گرفته و پرسیده که کیفیت کار و رفتار راننده و رانندگی او چگونه است؟ آیا مسافر از راننده شکایتی کرده و پاسخ مناسبی از مسئول آژانس دریافت کرده است؟ آیا تاکنون مسافران از تخفیف برخوردار شده‌اند؟ اگر پول خرد نداشتند از پرداخت الکترونیکی استفاده کرده‌اند؟ و… این در حالی است که تمام این خدمات را کسب و کارهای نو به مردم ارائه می‌دهند.

محمدی گفت: اگر کسب و کار‌های سنتی نیز مشتری مداری را سرلوحه خود قرار دهند می‌توانند با کسب و کارهای نو رقابت کنند. حال چون آنها توان رقابت ندارد به مقابله برخاسته‌اند. نمی‌توان کسب و کاری را که به مشتری توجه نمی‌کند را به زور سرپا نگه داشت. اکنون مشتری به دنبال خدمات خوب است بنابراین مشتری به بخش آنلاین که به همه این موارد توجه می‌کند روی آورده است سنتی‌ها باید خود را به روز کرده و از تکنولوژی روز استفاده کنند تا ضربه کمتری ببینند.»

تاکسی‌یابی آنلاین؛ آره یا نه؟

فارغ‌التحصیلی

مدت‌ها پیش، مطلب زیر رو برای یکی از دوستام که تازه فارغ‌التحصیل شده بود و تو برزخ بین فارغ‌التحصیلی و مرحله بعدی زندگی‌اش حالش خوب نبود، نوشتم. اونو اینجا برای سایر دوستانی که در شرف فارغ‌التحصیلی قرار دارن می‌ذارم، شاید به درد یکی خورد.

نمی‌دونم چقدر از حال و هوای این روزات به خاطر تموم شدن درسته. ولی می‌دونم آدم که درسش تموم می‌شه انگاری می‌افته یه فضایی وسط زمین و آسمون، معلق! تصور بکن، درست بعد روزایی که آدم تمام شبانه‌روزش رو داره با تمام وجود برا تزش وقت می‌ذاره، درست در اوج تلاش‌ها، یهو همه چی تموم می‌شه، دیگه چیزی نیست که براش تلاش کنی. محیط و هدف و زندگیت درست تو یه روز با هم عوض می‌شن. اگه انتظارشو نداشته باشی خیلی سخت بهت می‌گذره…

دعا می‌کنم حال و هوای این روزات بخاطر همینا باشه، چون اینا زودی قابل برطرف کردن هستن، کافیه آدم بدونه که اینجوریه و یه جور دیگه به قضایا نگاه کنه…

سر کار که بری، بعد چند وقت (که کوتاه هم هست)، دوباره سرت گرم می‌شه و همه چی یواش یواش خوب می‌شه. فقط می‌مونه فاصله بین این دو سرگرمی!

تو روزایی که آدم سخت مشغول کاراشه، خیلی وقتا با خودش می‌گه کاش وقت داشت فلان کار رو انجام بده، الان درست وقت انجام دادن همون کاراست! یه کارایی هم هست که اگه سر کار بری، دیگه وقت نمی‌کنی بهشون برسی، الان دقیقا وقت همون کارا هم هست… یه تفریح حسابی، یه کوه رفتن، یه پارک رفتن، یه موزه، یه تو انقلاب میون کتابا گشتن، یه کتابی که خیلی وقت بود وقت نداشتی بخونیش، یه کاردستی درست کردن (یه چیز جدید یاد گرفتن و درست کردن هم دنیای خودشو داره، Stitching، Iris Folding، Quilling، یه مدل جدید Origami و خیلی چیزای دیگه کارای قشنگی هستن که اگه بری سراغشون کلی سر ذوقت می‌یارن)، یه مهمونی رفتن، با دوستای قدیمی یه قرار گذاشتن، از روزای رویایی اوایل زمستون سعدآباد دیدن کردن و موزه‌ها و طبعتشو گشتن، مسیر و جاده قشنگ پوشیده از برف امام‌زاده داوود رو تو سکوت محشرش دیدن و خیلی و خیلی چیزای دیگه، کارایی‌ان که اگه انجام بدی این روزا به جای اینکه مایه عذابت بشن، می‌شن یکی از خاطره‌انگیزترین و ناب‌ترین روزای زندگیت….

یه خورده هم واقع‌بینانه فکر کن (از دنیای حقیقت بیا تو دنیای واقعیت) خیلی از چیزا، قبل اینکه درست رو شروع کنی شاید تو ذهنت یه جور دیگه بودن، واقعی نبودن! همین شاید باعث شده که این روزا فک کنی یه چیزی رو گم کردی، یا یه چیزی سر جاش نیست! آم خیلی وقتا برا اینکه یه انگیزه بسازه برا خودش، یه دنیای موهومی می‌سازه (دانسته یا ندانسته) و جالبه که خودش هم باورش می‌کنه، ولی وقتی به هدفش می‌رسه و می‌بینه که اون دنیایی که برا خودش تصور کرده اون چیزی نیست که بدست آورده، بد جوری می‌خوره تو ذوقش… خوب فکر کن به اینا هم…

شاید هم همه حدس‌هام اشتباهن و الان داری کلی خوش می گذرونی ولی این همه خوشی به مذاقت خوش نمی‌یان! خیلی از آدما تو فلسفه زندگیشون خوششون نمی‌یاد بی‌غم باشن، اون وقت ذهنشون ناخودآگاه، دنبال یه چیزی می گرده برا همیشه خوش نبودن…

در هر صورت هر کدوم از اینا که باشه یا نباشه، من برات دعا می‌کنم که روزهای خوشت، بدون اینکه چیزی توشون وقفه ایجاد کنه، از راه برسن 🙂

فارغ‌التحصیلی

ابزارهای جذاب و نوین تامین مالی

«تامین مالی» یکی از مهم‌ترین نیازهای شروع یا توسعه کسب‌وکارها، به ویژه تولیدکننده‌هاست. در حال حاضر مهمترین منبع تامین مالی در ایران، بانک‌ها هستن. اما در کنار بانک‌ها به عنوان بازار پولی، بازار دیگه‌ای هم به نام بازار سرمایه وجود داره، که معمولا کسب‌وکارهای ما ازش غافلن. یکی از دلایل عدم استفاده مناسب از بازار سرمایه، نبود ابزارهای مناسب در این بازار، یا آشنا نبودن کسب‌وکارها با ابزارهای موجود در اونه.

از طرف دیگه، «پیش‌فروش» یه گزینه جذاب با مزایای زیاد برای تامین مالی انجام یه فعالیته، و به دلایل زیادی به رونق اقتصادی و اشتغال‌زایی در کشور هم کمک می‌کنه، که از جمله اونا می‌شه به این موارد اشاره کرد:

  • تأمین سرمایه مورد نیاز تولید از خریداران واقعی علاقمند به محصول/خدمت
  • کاهش ریسک سرمایه‌گذاری، به دلیل پیش‌فروش محصول/خدمت (حذف ریسک تولید کالاهای غیر جذاب)
  • کاهش قیمت تمام شده محصول/سرویس به دلیل کاهش هزینه‌های بازاریابی، تبلیغات، عرضه، فروش و ریسک عدم توفیق

لازم به ذکره که، پیش‌فروش بر قوانین اسلامی هم منطبقه و طبق شرع اسلام تولید کننده می‌تونه تو یه قرارداد سَلَف، مقدار معینی محصول رو با قیمت و شرایط مشخص به دیگران بفروشه، الان پولش رو بگیره، ولی بعدا در زمان تعیین شده اونو تحویل بده.

«بورس سرمایه» از این امکان استفاده کرده و یه ابزار نوینی برای تامین مالی کوتاه مدت یک تا دو ساله، به نام «اوراق سَلَف» طراحی کرده، که از طریق اون، تولید کننده می‌تونه سرمایه مورد نیازش رو تامین کنه. اینجا هدفم معرفی کلی این ابزاره و نمی‌خوام خیلی وارد تعریف دقیق و جزئیات سازوکارا بشم، برای همین، خیلی ساده این ابزار رو معرفی می‌کنم: در این ابزار،‌ تولیدکننده با قرارداد مشخصی، محصولاتی رو که در آینده تولید می‌کنه برای پیش‌فروش و تحویل در آینده عرضه می‌کنه و از این طریق سرمایه مورد نیاز برای تکمیل پروژه یا تولید محصولش رو تامین می‌کنه. از اونجایی که این فرآیند زیر نظر بورس انجام می‌شه، به دلیل دستورالعمل‌های ‌دقیق و نظارتی که وجود داره، به نسبت قراردادهای سَلَف معمولی که تو بازار می‌تونه انجام بشه، شفافیت بالاست، ریسک کمتر‌ه و ضمانت اجرایی وجود داره.

برای جذاب کردن این اوراق، بورس کالا یه کار دیگه هم کرده، و اون اینکه امکان خرید و فروش این اوراق رو هم فراهم کرده. احتمالا بدونین که طبق قوانین اسلام، یکی از شرایط یه معامله اینه که برای اینکه بتونی یه کالایی رو به یه نفر دیگه واگذار کنی، باید مالک اون کالا باشی. در حالی که وقتی چیزی رو پیش‌خرید می‌کنی، تا موقعی که اون رو دریافت نکردی، مالکش نیستی. و همینه که باعث می‌شه خرید و فروش اوراق سَلَف شرعی نباشه. برای رفع این مشکل، هم‌زمان با خرید اوراق سَلَف، یه قرارداد سَلَف موازی هم بین دو طرف بسته می‌شه، که طبق اون، خریدار جدید اوراق برای تحویل کالاش به تولید کننده حواله داده می‌شه و دو طرف تولید کننده و خریدار اوراق سلف اینو می‌پذیرن.

این ابزار می‌تونه با چاشنی نوآوری، کارکردهای دیگه‌ای هم پیدا کنه. مثلا اگه تولیدکننده هم‌زمان با فروش اوراق سَلَف به خریدار، یه قرارداد دیگه‌ای هم باهاش ببنده که طبق اون نماینده‌اش تو فروش کالاهای تولید شده (البته مثلا با شرط حداقل فلان درصد سود) بشه، عملا خریدار اوراق درگیر جنس نشده و فقط یه سرمایه‌گذاری جذاب انجام داده. از لحاظ شرعی هم توجه بشه که در اینجا چون اوراق مبتنی بر کالائه، تولیدکننده فقط می‌تونه به اندازه دارایی پایه‌اش محصول پیش‌فروش کنه و از طرفی هم خریدار حداقل سود رو روی قیمت تمام شده کالا می‌ذاره، نه روی پولی که سرمایه‌گذاری کرده، همه چی مبتنی بر قوانین اسلامی خواهد بود.

حالا که جنبه‌های مثبت این اوراق رو گفتم، یه اشاره‌ای به ریسکش هم بکنم. ریسک مهم این اوراق، کاهش قیمت کالا در زمانیه که قراره کالا تحویل خریدار اوراق بشه. برای همین هم موقع خرید اوراق سَلَف، خریدار باید توجه بکنه که چه کالایی رو با چه قیمتی داره برای چه زمانی پیش‌خرید می‌کنه و تخمین بزنه که آیا این کالا ممکنه تا موقع تحویل قیمتش بالاتر بره یا پایین‌تر و سپس در خصوص اینکه بخره یا نخره تصمیم‌گیری کنه.

اگه علاقمندین که در خصوص این ابزار اطلاعات بیشتری بگیرین، «دستورالعمل اجرایی معاملات سلف استاندارد در بورس کالای ایران» رو ببینین. اگه دستورالعمل رو ببینین، متاسفانه متوجه می‌شین که فقط کالاهایی امکان پیش‌فروش از طریق این ابزار رو دارن که در بورس کالا پذیرفته شده باشن، یا دارای بازار نقدی قوی [از دید بورس کالا] باشن‌. در ضمن، تولید کننده هم فقط می‌تونه به اندازه دارایی پایه‌اش محصول پیش‌فروش کنه. اینا و یه سری شرایط ذکر شده دیگه توی دستورالعمل، یعنی اینکه گستره استفاده از این ابزار شدیدا محدود شده. کافیه به این موانع این رو هم اضافه کنین که خریدارها هم باید کد معاملاتی از بورس کالا داشته باشن.

و این مواردی که اشاره کردم، یعنی اینکه این ابزار نمی‌تونه توسط کسب‌وکارهای نوپا، یا کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و یا حتی در تولید محصولات نوآور فناورانه چندان مورد استفاده قرار بگیره. و این لزوم و اهمیت ارائه نسخه با شرایط ساده‌تری از این ابزار رو نشون می‌ده. این نیاز می‌تونه از طریق مدل مبتنی بر پاداش تامین سرمایه جمعی (کرادفاندینگ) به صورت کارایی پاسخ داده بشه، که نمونه‌های جهانی‌اش همون کیک‌استارتر و ایندیگوگوی معروفن و خوب هم جواب دادن، بدون اینکه شرایط ذکر شده در دستورالعمل ابزار اوراق سَلَف رو داشته باشن. امیدوارم که در کشور ما هم هر چه سریع‌تر دستورالعمل‌های لازم برای این موضوع تهیه بشه، بدون اینکه با دید ابزارهای سنتی اونقدر محدود بشه که کارایی‌اش رو از دست بده.

ابزارهای جذاب و نوین تامین مالی

سه قطره خون

آنها [قندچی، شریعت رضوی و بزرگ‌نیا] هرگز نمی‌روند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید»ند. این «سه قطره خون» که بر چهره دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. «شریعتی»

پ.ن.۱: آهای اونایی که نمی‌دونین چرا شونزده آذر روز دانشجو شده (متاسفانه – و بسیار متاسفانه- این جمله شامل حال بیشتر دانشجوهای ورودی دو سه سال اخیر می‌شه)، حتما بخونین که شونزده آذر سالِ کودتای علیه دولت مصدق چه اتفاقاتی افتاد؟ و چه جریاناتی از روز کودتا تا اون روز، باعث بوجود اومدن اون جریانات شد…

پ.ن. ۲: «سه قطره خون» عنوان سرمقاله روزنامه‌ای بود که خطاب به نیکسون نوشته بود: «هرگاه دوستی از سفر می‏آید یا کسی از زیارت باز می‌گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد می‏‌شود، ما ایرانیان به فراخور حال، در قدم او گاوی یا گوسفندی قربانی می‏کنیم؛ آقای نیکسون! وجود شما آن قدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند».

سه قطره خون

من، تو و ما

یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دشت بی‌فرهنگی ما، هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلای آدماش
دست من و تو باید این پرده‌ها رو پاره کنه
کی می‌تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه؟

پ.ن. ۱: دانشجو بودن فقط به دانشگاه آمدن و درس خوندن و مدرک گرفتن نیست. دانشجو باید تو وجودش حس کنه که دانشجو شده! خیلی چیزا تو دوران دانشجویی این حس رو به آدم می‌دن. ولی به نظر من، همخونی دسته‌جمعی «یار دبستانی من»، وقتی که صدها دانشجو، با هم، هم‌آوا، به واسطه اون چیزی رو فریاد می‌کنن – و نه فریاد می‌زنن- ، این حس رو به بهترین وجه ممکن به یه دانشجو منتقل می‌کنه.

پ.ن. ۲: این سرود رو هر وقت می‌شنوم، یاد روزهای سال اول دانشگاهم (سال ۷۸) تو علم و صنعت می‌افتم و اتفاقاتی که اونجا رخ می‌داد (اولین سال تحصیلی بعد ۱۸ تیر بود و فضای خاص خودش رو داشت!). و یاد سفری که همون سال به دانشگاه باهنر کرمان داشتم! خاطرات زیادی از اون روزا تو ذهنم نمونده، ولی حس‌های زیادی، چرا.

پ.ن.۳: این ترانه برای فیلم «از فریاد تا ترور» منصور تهرانی، توسط فریدون فروغی اجرا شد. ترانه و ملودی‌ای هم مال خود تهرانی‌یه. ولی بدلیل اینکه خواننده ترانه فروغی بود به فیلم مجوز پخش داده نشد (فروغی سال‌های زیادی، هم قبل و هم بعد از انقلاب ممنوع‌ الصدا شده بود) و ناچارا جمشید جم اون رو دوباره خوانی کرد و انصافا هم شاهکار خوند.

من، تو و ما