روح بزرگ یه آدم کوچولو

وقتی یه بچه سه ساله، از شما دلگیره و چیزی نمی‌گه و شلوغ نمی‌کنه و فقط خاموش یه گوشه می‌شینه، وقتی شما با وجود اینکه می‌دونین جریان چیه ولی با اصرار ازش می‌پرسین که چی شده و چرا حرف نمی‌زنه و اونم چیزی نمی‌گه، وقتی که دیگه خیلی اصرار می‌کنین و اون یه دفعه لب‌هاش شروع می‌کنه به لرزیدن و خودشو می‌اندازه تو بغل شما و اشکه که داره می‌ریزه، یعنی اینکه می‌شه از همین الان می‌شه تو خیلی چیزا، روش حساب کرد…

روح بزرگ یه آدم کوچولو

راه یا هدف

در اکثر مواقع، راهی که طی می‌شه، خیلی مهم‌تر از نتیجه‌ای‌یه که بعد از طی شدن راه بدست می‌یاد. ولی بیشتر ماها اینقده به نتیجه بها می‌دیم که راه، اصلا به چشم‌مون نمی‌یاد، چه برسه به اینکه اهمیت و لذت اونو درک هم بکنیم!

راه یا هدف

افطاری

از چهار ماه پیش می‌دونستم که سخت‌ترین لحظه‌هام، افطارهای ماه رمضون خواهد بود. اولین افطاری ماه رمضون رو دعوت بودم و به خیر گذشت. ولی روز دوم فقط قلبم نترکید… سفره افطار رو مث همون موقع‌ها آماده کرده بودم، دقیقا مث همون موقع‌ها… ولی خونه سوت و کور بود… ولی تو دلم غوغا بود… از خونه زدم بیرون!

افطاری